ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
87
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
به پايان انجاميد . اين پادشاه مردى تيزهوش ، جنگجويى كارآزموده و سخاوتمندى دست و دلباز بود كه قدرت ذهن و ارزش معنوى خويش را با كاهش ماليات عمومى به همه نشان داد . او تمام يكشنبهها را تا غروب آفتاب به خواندن زبور مىگذرانيد . وسايل تزيينى گرانبها ، گلدانهاى طلايى و نقرهيى و تمام پارچههاى زربفت و ارغوانى اين كليسا را همسر وى ، كاتاميتره « 1 » تهيه كرده بود . بعد از آن گاگيك به احداث كليساى بزرگ و باشكوه ديگرى به نام كليساى منور « 2 » همت گماشت و در ساختن آن از تخته سنگهايى كه با ظرافت تمام روى آنها كندهكارى شده بود ، استفاده نمود و دستور داد سه در براى كليسا تعبيه كنند و آنچنان گنبد بلندى بر سقف آن بزنند كه به صورت نيمكره و به شكل آسمان باشد . ساختمان اين كليسا به سال 1000 [ 390 ه ق ] به پايان رسيد . در آن زمان مراتب مختلف روحانيان داراى افتخار و احترام بودند و فرزندان آخوندها و كشيشان روستاها در قلمرو روحانيان عاليقدر پر و بال باز مىكردند . درگذشت گاگيك ( به سال 1020 ) جنگهاى داخلى ميان دو فرزندش يوحانس « 3 » و آشوط « 4 » را به دنبال داشت . گرجىها طرف آشوط را گرفتند و غافلگيرانه وارد آنى شده و به داخل كليساى بزرگ راه يافتند . در آنجا ميخهايى را كه روى تصوير حضرت عيسى بر صليب كوبيده شده بود ، درآورده و با وقاحت تمام فرياد زدند « آنها را ميخ اصطبل اسبهايمان خواهيم كرد » ، چون صليب گرجىها هيچ وقت ميخ ندارد . سرانجام يوحانس او را نابود كرد « اما گياه زهرآگين نفاق در خاك ارمنستان ريشه گرفته بود و داشت سراسر اين سرزمين را به زهر مىآلود . » يوحانس بىآنكه فرزندى داشته باشد ، به سال 1039 [ 430 ه ق ] درگذشت بعد از مرگ وى نابسامانىها ظاهر شد و امپراتور ميشل « 5 » خواست كه از اين فرصت براى الحاق ارمنستان به قلمرو خويش استفاده كند ، اما سردار وهرام پهلوانى « 6 » [ بهرام پهلوى ] در سايهى نفوذ و محبوبيتش آنان را از نواحى رومىنشين عقب راند و به سال 1042 [ 433 ه ق ] ، گاگيك دوم را به كرسى فرمانروايى نشانيد . اين پادشاه با يكى از رجال مقتدر به نام سرگين آزات « 7 » كه از هنگام درگذشت
--> ( 1 ) . Catamitre ( 2 ) . l , Illuminateur ( 3 ) . Hohannes : يوحانس ، يا يوحنا . م . ( 4 ) . Achot ( 5 ) . Michel ( 6 ) . Vahram le Palavide ( 7 ) . Sargis Azat